شهاب الدين احمد سمعانى

560

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

64 . - العفوّ درگذارنده و استرندهء 1 گناه . فردا در آن عالم امر به خصمى / a 189 / بيرون آيد فضل در پناه آيد ، شريعت دامن بگيرد ، رحمت شفاعت كند ، حق - جلّ جلاله - ميان امر و حكم ميانجى كند ، اينت ميانجيى بسزا ، اينت قاضى عدل . امر تشنيع كند ، 2 حكم شفاعت كند . در حديث مىآيد كه فردا آن نامه در دست بندهء عاصى دهند به معصيتى رسد از معاصى خود ، شرم دارد از خواندن آن ، خطاب آيد كه آن روز اين كردى شرم نداشتى فضيحتت نكردم ، امروز كه مى شرم دارى از خواندن ، فضيحت كنم ! كسرى جشنى عظيم ساخته بود فرّاشى جامى زرين دزديده بود ، كس نديد مگر كسرى بديد و خاموش بود ، بسيار بجستند و نيافتند ، كسرى گفت : مجوييد آنكه يافت باز نخواهد داد و آنكه ديد بنخواهد گفت . پس روزى آن فرّاش بر سر كسرى ايستاده بود و آب بر دست وى مىريخت و جامه‌ها نيكو ساخته ، كسرى سر برآورد و گفت : اى فلان اين از آن هست ؟ گفت : اين و صد چندين ديگر از آن است . بشر حافى را - رحمة اللّه عليه - به خواب ديدند ، گفتند : خداى با تو چه كرد ؟ گفت : با من عتاب كرد كه اى بشر ! چندان در دنيا چرا از من ترسيدى ، اما علمت انّ الكرم صفتى . فردا مصطفى را - عليه السّلام - چندان شفاعت دهد تا آنگه كه گويد : خداوندا مرا درياب ، كسانى شفاعت ده كه هرگز نيكى نكرده‌اند . خطاب آيد كه يا محمّد هذا لى 3 . اين